خلوتی با جامی
شمارهٔ ۳۹۹
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
بیا ای همچو گل رنگین تو را دامن به خون منیکی چون لاله با داغ توبیرون و درون من
۲
ستون خانه آهم سوخت بگذر ای لب شیرینتماشا کردن فرهاد را بر بیستون من
۳
نمی خواهم ز باده سرخرویی تا شد از لعلتحساب سیل اشک سرخ جام لاله گون من
۴
فراهم کی شود کارم ز عقل و صبر و دین زینسانکه سنگ انداخت در هنگامه ایشان جنون من
صفحهٔ ۱ از ۲