خلوتی با جامی
شمارهٔ ۴۰۳
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
بیا ای ساقی گلرخ می گلرنگ گردان کنبه روی گل گل از می مجلس ما را گلستان کن
۲
نباشد مفلسان شب نشین را دسترس شمعیسوی ویرانه ما آی و کار ماه تابان کن
۳
به سختی می رود جان از تنم نادیده دیدارترخت بنمای و جان دادن بر این دلخسته آسان کن
۴
دل من نامه درد است و عنوان چهره پرخوناگر مضمون نمی خوانی نظر در نقش عنوان کن
صفحهٔ ۱ از ۲