شعر را زندگی کن
خلوتی با جامی

شمارهٔ ۴۰۸

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
خواجه درمانده فرج است و گرفتار گلو«فانکحوا» بیش نخوانده ست ز قرآن و «کلوا»
۲
کمترک گوش کنند اهل هوا ز اهل صفاآیت «کم ترکوا» وز همه شان کمترک او
۳
تکیه بر عفو بود این همه گستاخی ویآه اگر منتقمش وانگذارد به عفو
۴
ای شده همچو کدو جمله شکم کفچه مکنبهر پر کردن آن دست طمع سوی به سو
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth