شعر را زندگی کن
خلوتی با جامی

شمارهٔ ۴۱۰

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
ساقیا خیز که چون داس زر آمد مه نوعید ازان مزرع پرهیز و ورع کرد درو
۲
روزه داران همه در آرزوی ماه نوندای خوش آن کس که به مهر کهن توست گرو
۳
عمرها در پی وصل تو به سر پوییدیمعمر بگذشت و به جایی نرسید این تک و دو
۴
خاطر عاشق صادق ز غرضها پاک استدر حق او سخن اهل غرض را مشنو
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth