خلوتی با جامی
شمارهٔ ۴۲۶
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
غزال من که لبش رو به سبزی آوردهبه سبزه زار ختن مشکبو گیا خورده
۲
چه گویم از خط سبزش که گرد چشمه نوشبنفشه ایست به آب حیات پرورده
۳
بود ز دور خطش فتنه هر سر موییچه فتنه ها که درین دور سر برآورده
۴
زآفتاب درد پرده شب این عجب استکه بندد آب شب زلف آفتاب را پرده
صفحهٔ ۱ از ۲