خلوتی با جامی
شمارهٔ ۴۲۸
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
گل را فراز شاخ بین در جلوه ناز آمدهشرح نیاز خویش را بلبل نواساز آمده
۲
دامان دشت و گلشن از لعل و زمرد پر شودزینسان که گنجور زمین گنجینه پرداز آمده
۳
شد لاله شمع بزم گل اینک ببین پروانه سانریزان شکوفه دمبدم سویش به پرواز آمده
۴
بس زنده دل کز جام گل خورده می ذوق و طربهشیار رفته تا چمن مست و سرانداز آمده
صفحهٔ ۱ از ۳