شعر را زندگی کن
خلوتی با جامی

شمارهٔ ۴۵۲

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
آمدی و آتشم به خانه زدینلت ماکان منتهی آمدی
۲
دستگیر مریض کیست طبیبیا طبیب القلوب خذ بیدی
۳
بی رخت زندگی نمی خواهملیت روحی یزول عن جسدی
۴
لامع است از جمال طلعت تولمعات تجلی احدی
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth