خلوتی با جامی
شمارهٔ ۴۶۲
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
گرفت خاطرت از عاشقان شیداییکه زود می روی ای جان و دیر می آیی
۲
زمان وصل بسی کوته است و هجر درازدگر نماند درین محنتم شکیبایی
۳
برون فتاد دلم بی رخت ز پرده صبرروا مدار که کارم کشد به رسوایی
۴
مرا چه طاقت روی تو دیدن از نزدیکبس اینکه گوشه برقع ز دور بنمایی
صفحهٔ ۱ از ۲