شعر را زندگی کن
خلوتی با جامی

شمارهٔ ۴۶۳

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
شب که رفتی ز برم مونس جان که شدیمردم دیده خونابه فشان که شدی
۲
بهر مهمانی تو مائده عیش که ساختوز لب و خط نمک و سبزی خوان که شدی
۳
همچو گل خنده زنان رفتی و چون سرو روانگل خندان که و سرو روان که شدی
۴
سود چشمی و زیان دل و دین بهر خدایچون برفتی ز برم سود و زیان که شدی
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth