شعر را زندگی کن
خلوتی با جامی

شمارهٔ ۴۶۶

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
برگل از سبزه خط غالیه بویی داریچشم بد دور چه آراسته رویی داری
۲
چه دلاویز بود زلف تو یارب که دراوصد دل آویخته از هر سر مویی داری
۳
با همه نیک بود خوی تو لیکن چو فتدبا منت کار چه گویم که چه خویی داری
۴
چشم بهبود مدار ای که دل افتاده چو مندرکف فتنه گری عربده جویی داری
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth