شعر را زندگی کن
خلوتی با جامی

شمارهٔ ۴۶۸

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
روشن شبی که شمع شبستان من شویظلمت زدای کلبه احزان من شوی
۲
جان ریختم به پای تو از چاک سینه کاشپا در حریم سینه نهی جان من شوی
۳
پاکان نیند درخور تو سینه ها کبابمن چون پزم خیال که مهمان من شوی
۴
با باد همنفس نکنم سویت آه راترسم چو زلف خویش پریشان من شوی
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth