شعر را زندگی کن
خلوتی با جامی

شمارهٔ ۴۷۵

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
زما همی گذری و به ما نمی نگریچه جرم رفت و جنایت چرا نمی نگری
۲
ز جور آنکه قفا سوی ما کنی و رویهمی کنیم فغان وز قفا نمی نگری
۳
هزار سوخته دل از پی تو وای کنانچه شوخ چشم نگاری که وا نمی نگری
۴
چه کافری تو که هیچ از خدا نمی ترسیبه هیچ بنده برای خدا نمی نگری
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth