شعر را زندگی کن
خلوتی با مولانا

بخش ۱۴۱ - کبودی زدن قزوینی بر شانه‌گاه صورت شیر و پشیمان شدن او به سبب زخم سوزن

دفتر اول

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
این حکایت بشنو از صاحب بیاندر طریق و عادت قزوینیان
۲
بر تن و دست و کَتَف‌ها بی‌گزنداز سر سوزن کبودیها زنند
۳
سوی دلاکی بشد قزوینییکه کبودم زن بکن شیرینیی
۴
گفت چه صورت زنم ای پهلوانگفت برزن صورت شیر ژیان
صفحهٔ ۱ از ۸
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth