خلوتی با مولانا
بخش ۱۴۲ - رفتن گرگ و روباه در خدمت شیر به شکار
دفتر اول
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
شیر و گرگ و روبهی بهر شکاررفته بودند از طلب در کوهسار
۲
تا به پشت همدگر بر صیدهاسخت بر بندند بار قیدها
۳
هر سه با هم اندر آن صحرای ژرفصیدها گیرند بسیار و شگرف
۴
گرچه زیشان شیر نر را ننگ بودلیک کرد اکرام و همراهی نمود
صفحهٔ ۱ از ۸