شعر را زندگی کن
خلوتی با جامی

شمارهٔ ۹

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
به افسون گر گشایی مهر این لعل شکرخارافرود آری ازین فیروزه گون منظر مسیحا را
۲
بیا ساقی که گر اقبال گردون را بقا بودینکردی پایه تخت سکندر تاج دارا را
۳
سفال دردی اندر ده که بهر نقل ازین مجلسسزد گر آسمان ریزد فرو عقد ثریا را
۴
مجو از عقل شرح دل که درد آشام میخانهبه جام می حواله کرد حل این معما را
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth