شعر را زندگی کن
خلوتی با جامی

شمارهٔ ۱۰

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
بر طرف رخ نهادی آن جعد مشکسا راچون شب سیاه کردی روز سفید ما را
۲
بویت به هر مشامی حیف است اگر توانمسوی تو ره ببندم آمد شد صبا را
۳
بعد از هجوم هجران بی دولت وصالتباز آمدن چه امکان صبر گریز پا را
۴
از لعل تو ز چشمم شد خون دل روانهبس رازها که گردد از باده آشکارا
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول فاعلاتن مفعول فاعلاتن (مضارع مثمن اخرب)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth