شعر را زندگی کن
خلوتی با جامی

شمارهٔ ۱۵

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
جز هوای وصل تو در سر هوس نبود مراگر کنی پروای من پروای کس نبود مرا
۲
بسته جان احرام کوی توست و قالب محملشجز دل نالان درین محمل جرس نبود مرا
۳
مست می گردم به دور لعل تو در شهر و کویهیچ ترس از شحنه و بیم از عسس نبود مرا
۴
دست می خواهم به پایت سایم و مالم به رویبیش ازین چیزی ز لطفت ملتمس نبود مرا
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth