خلوتی با جامی
شمارهٔ ۱۹
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
خار غم بیخ فرو برده در آب و گل ماغنچه کم خاسته زین خار چو پر خون دل ما
۲
بس که در راه تو ای کعبه جان گریانیمبر سر آب چو کشتیست روان محمل ما
۳
شب برد ناله ما خواب رفیقان سفربه که از منزل شان دور بود منزل ما
۴
دل نهادیم به بی حاصلی خود چه کنیمحاصلی نیست ز سعی دل بیحاصل ما
صفحهٔ ۱ از ۲