شعر را زندگی کن
خلوتی با جامی

شمارهٔ ۱۸

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
چنان محروم خواهد یار از دیدار خود ما راکه نپسندد نظر در روی خود یک چشم زد ما را
۲
به کف داریم از بهر قبول ساعدش جانیزهی دولت اگر ننهد به سینه دست رد ما را
۳
دلی پر چاکها داریم در بحر امید از ویمباد آن روز کاید ز آب خالی این سبد ما را
۴
ز ما مشت خسان دور است پابوس سمند اوچنین کین بخت توسن می زند هر دم لگد ما را
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth