خلوتی با جامی
شمارهٔ ۲۲
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
گر در دلم از داغ نوت ماند اثرهاغم کی خورم این نیز به بالای دگرها
۲
هر رمز و معما که در افواه فتاده ستهست از دهن تنگ تو آن جمله خبرها
۳
بگشا کمر ناز و قصب پوش بتان بیندر بندگی خویش چو نی بسته کمرها
۴
بر کنگره عرش ز بس شعله آهممرغان اولی اجنحه را سوخته پرها
صفحهٔ ۱ از ۲