خلوتی با جامی
شمارهٔ ۲۵
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
زلف معشوق به دست دگران است امشبنوبت دولت کوته نظران است امشب
۲
همدمی نیست که باشد به قدش خلعت عشقکو نه چون صبح ز غم جامه دران است امشب
۳
گه به غم گاه به ماتم گذرد شکر خدایکه به هرحال بزودی گذران است امشب
۴
باشد آن ماه به سرمنزل ما آرد رویچشم امید به هر سو نگران است امشب
صفحهٔ ۱ از ۲