خلوتی با جامی
شمارهٔ ۲۴
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
دستم از جور رقیب است ز دامان حبیبکوته ای کاش رسیدی به گریبان رقیب
۲
خردسالی و رقیبان ادب آموز تواندوای ما گر تو کنی کار به فرمان ادیب
۳
زن خدنگ دگرم بر جگر ریش که نیستجگر ریش مرا طاقت درمان طبیب
۴
بی تو در شهر غریبم به خدا بر تو که باشبا چنین روی شبی شمع شبستان غریب
صفحهٔ ۱ از ۲