خلوتی با جامی
شمارهٔ ۷۳
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
جز مرغ غمت کرده به دل خانه کسی نیستجاساخته جز جغد به ویرانه کسی نیست
۲
زد بر در دل حلقه خیالت ز سر زلفگفتم که درون آی که بیگانه کسی نیست
۳
در میکده ها گشتم و در صومعه ها نیزاز چشم تو بی نعره مستانه کسی نیست
۴
از روی و لب و زلف تو امروز درین شهرجز عاشق و میخواره و دیوانه کسی نیست
صفحهٔ ۱ از ۲