خلوتی با جامی
شمارهٔ ۷۲
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
آن چه نور است که از وادی بطحا برخاستکه همه کون و مکانش به تماشا برخاست
۲
وان چه نخل است به یثرب که چو بالا بنمودنعره شوق وی از عالم بالا برخاست
۳
یکزمان بر سر راهش به تماشا که نشستکه ز عشقش نه سراسیمه و شیدا برخاست
۴
عاقبت بر لب او ختم شد از معجز حسنگرچه اول دم احیا ز مسیحا برخاست
صفحهٔ ۱ از ۳