خلوتی با جامی
شمارهٔ ۷۵
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
تا کی از شوق لبت تشنه جگر خواهم زیستبا دل سوخته و دیده تر خواهم زیست
۲
تاج عزت به سرم خاک مذلت شده استچند دور از در تو خاک به سر خواهم زیست
۳
گرچه صد بار چو مورم سپری زیر قدمدر ره خدمت تو بسته کمر خواهم زیست
۴
بس که زد شعله ام امشب رگ جان بی تو چو شمعروشنم نیست که تا وقت سحر خواهم زیست
صفحهٔ ۱ از ۲