شعر را زندگی کن
خلوتی با جامی

شمارهٔ ۷۶

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
مه که از خجلت آن شمع شکرلب بگریختتا که رسوا نشود روز شباشب بگریخت
۲
مانع مرغ دل از طوف درش قالب بودبال همت زد و از صحبت قالب بگریخت
۳
دامن از ما به ملاقات رقیبان درچیدبی ادب بود ز یاران مؤدب بگریخت
۴
زان طبیبم شده بیمار که بیماران رادرد سر رفت ز دیدار وی و تب بگریخت
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth