شعر را زندگی کن
خلوتی با جامی

شمارهٔ ۷۸

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
آن مه که یافت امشب ازو عیش ما رواجروشن به اوست مجلس ما اطفواالسراج
۲
فرسوده استخوان من از خاک پاش پرباشد به چشم اهل نظر سرمه دان عاج
۳
روح الله ار طبیب شودجز به وصل یاربیمار عشق را نتواند کسی علاج
۴
نتوان ره اجل به حیل بست بر کسیکش زخم تیغ عشق کند رخنه در مزاج
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth