خلوتی با جامی
شمارهٔ ۸۰
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
بر آفتاب سلسلهٔ پرشکن مپیچمشکین طناب بر ورق یاسمن مپیچ
۲
زخمم زدی هزار ز یک نکته، ای رقیبمانند مار این همه بر خویشتن مپیچ
۳
بر تن شهید عشق تو را خونْ لباس بسچون مردهٔ فسردهاش اندر کفن مپیچ
۴
خواهم که سر نهی به کنارم به وقت خوابامشب، خدای را، که سر از حکم من مپیچ
صفحهٔ ۱ از ۲