شعر را زندگی کن
خلوتی با جامی

شمارهٔ ۸۲

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
ای صیقل جبین تو داده جلای روحدر دل بود خیال تو تن را به جای روح
۲
ای نسبت صفای بتان با وجود توچون نسبت کدورت تن با صفای روح
۳
خود گو که از تو چون گسلم چون تویی مرامحنت زدای قالب و راحت فزای روح
۴
جان را گداختم به هوای تنت بلیتن را کنند اهل ارادت فدای روح
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth