شعر را زندگی کن
خلوتی با جامی

شمارهٔ ۸۳

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
نهاده سر به رخت زلف عنبرین گستاخندیده کس به جهان هندویی چنین گستاخ
۲
سر هزار عزیزت فتاده بر سر کویگه خرام منه پای بر زمین گستاخ
۳
بسوخت طوطی جانم ز رشک آن چو بدیدکه می خورد مگس از لعلت انگبین گستاخ
۴
به جان خود که ببخشای بر جوانی خویشمیا به غارت پیران پاک دین گستاخ
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth