خلوتی با جامی
شمارهٔ ۸۷
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
سر زلفت گره بر کار من زدلب لعلت دم از آزار من زد
۲
دلم جز راه هشیاری نمی رفتخطت راه دل هشیار من زد
۳
به خود پندار صبرم بود کآتشغمت در خرمن پندار من زد
۴
به خون دل غمت را کلک مژگانرقم بر صفحه رخسار من زد
صفحهٔ ۱ از ۲