شعر را زندگی کن
خلوتی با جامی

شمارهٔ ۹۲

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
غمت از دل به رخم اشک جگرگون آردبین که هر دم فلک از پرده چه بیرون آرد
۲
من که از خود شده ام گم ز غمت در عجبمکه به سر وقت من گمشده پی چون آورد
۳
اشک خون ریز شب ای دل چو به غم بس ناییشه چو عاجز شود از خصم شبیخون آرد
۴
رنگ خوارزم شود موج زنان دریاییسیل اشک من اگر روی به جیحون آرد
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth