شعر را زندگی کن
خلوتی با جامی

شمارهٔ ۹۳

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
دل که در باغ ز هر گل غم یارش گیردمرغ نالان سبق از ناله زارش گیرد
۲
می کند پا به رکاب آن مه و من می میرمکه چنین تنگ چرا زین به کنارش گیرد
۳
ابروش چون نگرم خط خوشش پیش نظرکم توان دید مه نو که غبارش گیرد
۴
حلقه گیسوی او طوق بلا شد جان راآه اگر خط سیه گرد عذارش گیرد
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth