شعر را زندگی کن
خلوتی با جامی

شمارهٔ ۱۱۴

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
سفر خوش است اگر یار همسفر باشدغبار موکب او سرمه بصر باشد
۲
به منزلی که نشیند به محملی که رودجمال او همه جا قبله نظر باشد
۳
به هر جهت که کنی روی آشکار بودبه هر طرف که نهی چشم جلوه گر باشد
۴
چه سود همسفری با ویم که آن خودکامز راه وصل به هر گام دورتر باشد
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth