شعر را زندگی کن
خلوتی با جامی

شمارهٔ ۱۲۰

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
صبحدم دردکشان نقب به میخانه زدندبوسه بر یاد لبت بر لب پیمانه زدند
۲
زاهدان سبحه به کف عازم آن بزم شدندرقم نقل چو بر سبحه صد دانه زدند
۳
صوفیان را دهن از ورد سحر بربستندبس که بر صومعه ها نعره مستانه زدند
۴
بود مرغان اولی اجنحه را روی به عشقلیکن آن شعله به بال و پر پروانه زدند
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth