شعر را زندگی کن
خلوتی با جامی

شمارهٔ ۱۲۱

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
آن که تیغ مهر او در سینه صد چاکم زندکشته آنم که چون مه خیمه بر خاکم زند
۲
شویم از خون جگر گر صد رقم هر دم قلمجز خیال خط او بر لوح ادراکم زند
۳
گرچه باغی ام خزان دیده، شوم رشک بهارابر لطفش گر نمی بر خار و خاشاکم زند
۴
جز هوس نبود حجاب راه گو از برق عشقلمعه ای کآتش درین جان هوسناکم زند
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth