شعر را زندگی کن
خلوتی با جامی

شمارهٔ ۱۲۳

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
برهنگان چمن باز سبزپوش شدندز تیغ خور سپر رند باده نوش شدند
۲
نوای عیش زد از شاخ سرو مرغ سحرمعاشران همه در نعره و خروش شدند
۳
فقیه مدرسه با طالبان حلقه درسکشیده صف به در پیر میفروش شدند
۴
کجاست طاقت می صوفیان صومعه راکه ناچشیده به بویی ز عقل و هوش شدند
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth