شعر را زندگی کن
خلوتی با جامی

شمارهٔ ۱۳۲

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
دي چو به بوستان تو را جا به کنار آب شدآب ز عکس روی تو چشمه آفتاب شد
۲
جست به باغ بی رخت لمعه برق آه منشاخ درخت شعله زد مرغ چمن کباب شد
۳
خواستم از خدا که دل مایل مهر گرددتدر حق تو دعای من شکر که مستجاب شد
۴
محتسب سبو شکن دید صفای جامِ میمشرب میگساریش مانع احتساب شد
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفتعلن مفاعلن مفتعلن مفاعلن (رجز مثمن مطوی مخبون)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth