شعر را زندگی کن
خلوتی با جامی

شمارهٔ ۱۴۶

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
مدت رفتن آن مه به سفر دیر کشیدمهلت قاصد و تأخیر خبر دیر کشید
۲
به غباری که به هر سو رود از موکب اوآرزومندی اصحاب نظر دیر کشید
۳
ابر جود است و کرم لیک پی یک قطرهبخل ورزیش بدین تشنه جگر دیر کشید
۴
این همه ناله مرغان به چمن زان سبب استکه نقاب از رخ گل باد سحر دیر کشید
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth