خلوتی با جامی
شمارهٔ ۱۶۷
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
رقم می زد قلم وصف لب لعل تو بر کاغذقلم شد نیشکر وز نیشکر غرق شکر کاغذ
۲
تنک دل را چه طاقت پیش طعن حاسدان آرینیارد تاب زخم تیر چون باشد سپر کاغذ
۳
بود کز زیر پا برداری و خوانی غم خود رابه خون دل نویسم وافکنم در رهگذر کاغذ
۴
نشاید بر تو باد گرم و سرد ای شمع می خواهمکه چون فانوس سازم خانه ات را بام و در کاغذ
صفحهٔ ۱ از ۲