خلوتی با جامی
شمارهٔ ۱۶۶
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
خشتی که روز مرگ مرا زیر سر نهنددارم همین مراد کزان خاک در نهند
۲
پیکان تو چو سرخ شود ز آتشین دلمخوش آنکه بهر داغ مرا بر جگر نهند
۳
صد عقدگوهر از مژه ریزم چو آن دولبقفل عقیق بر در درج گهر نهند
۴
ناید یکی چو دور خطت گر مهندسانبر گل هزار دایره از مشک تر نهند
صفحهٔ ۱ از ۲