خلوتی با جامی
شمارهٔ ۱۷۳
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
فصل دی کوته بود ساقی برای عیش روزرشته گیر از شمع و از شب وصله ای بر روز دوز
۲
از فروغ فضله شهدم چه حاصل فضل کنوز رخ شاهد حریم مجلسم را برفروز
۳
در جوانی بود سجده پیش شاهد عادتمیادگاری مانده زان در پیریم این پشت کوز
۴
نیست بر من داغی از محرومی از داغت بترجز بدین داغم به هر داغی که می خواهی بسوز
صفحهٔ ۱ از ۲