خلوتی با جامی
شمارهٔ ۱۷۲
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
به رخسار و جبین و روی و عارض بردی ای دلبرفروغ از صبح و نور از روز و عکس از ماه و تاب از خور
۲
فروغ و نور و عکس و تاب رویت کرده عاشق رابصر بینا خرد دانا روان روشن ضمیر انور
۳
سگ و سنگ در و سگبان و دربان تو را هر شبفتم در پا نهم بر سر برم فرمان شوم چاکر
۴
نباشد در همه روم و ری و چین و چگل شوخیچو تو خونریز و شورانگیز و رنگ آمیز و جنگاور
صفحهٔ ۱ از ۳