خلوتی با جامی
شمارهٔ ۱۸۸
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
آشیان می سازد از خس بلبل بی صبر و هوشمی کند ز اغیار حال خویش را خاشاک پوش
۲
وقت گل باشد غنیمت جز به عشرت مگذراندمبدم در گوش هوشم گوید این معنی سروش
۳
روی همت کی کند در مسند تمکین شاهچون نهد بر خم می پشت فراغت میفروش
۴
ضعف پیری را دوا کردم طلب گفت آن حکیمنوجوانی جوی و بر رویش شراب لعل نوش
صفحهٔ ۱ از ۲