خلوتی با جامی
شمارهٔ ۱۹۰
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
نگار من که باشد خانه از کوی وفا دورشنبینم خانه ای در شهر دور از فتنه و شورش
۲
جمالش باغ پر میوه ست غوری وش غرضناکانخدایا در پناه خویش دار از غارت غورش
۳
گدایی دلق خود داده به می نبود بجز شاهیکه کرده دست تجرید از لباس سلطنت عورش
۴
شهی کز حشمتش در چشم بودی جم کم از موریکنون در خاک بینی چشمخانه خانه مورش
صفحهٔ ۱ از ۲