خلوتی با جامی
شمارهٔ ۱۹۵
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
ای به سرم دمبدم تیغ جفای تو خوشدل به نسیم تو شاد جان به هوای تو خوش
۲
چشم و دل و جان خوشند تا شده جای تواندخوش بنشین در همه ای همه جای تو خوش
۳
عاشق دلخسته را وعده جنت مدهچون نشود خاطرش جز به لقای تو خوش
۴
حال خوشی از درت کرد گدایی دلمجز به گدایی نشد حال گدای تو خوش
صفحهٔ ۱ از ۲