شعر را زندگی کن
خلوتی با جامی

شمارهٔ ۱۹۴

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
ای چو گلبرگ طری عارض زیبای تو خوشگرد آن حلقه زده زلف سمن سای تو خوش
۲
پای تا سر تو چنانی که بود بوسه زدنبر رخ خوب تو زیبا به کف پای تو خوش
۳
گر کنی پرسش و گر خنده زنی بر حالمهر چه آید بود از لعل شکرخای تو خوش
۴
خلعتی خاص بود گیسویت از شعر سیاهکه ز سر تا به قدم هست به بالای تو خوش
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth