خلوتی با جامی
شمارهٔ ۱۹۷
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
چمن کامسال بینی ناامید از فیض بارانشندارد تازه جز باران اشک دل فگارانش
۲
چو عاشق در چمن تنها رود در پای هر گلبنز ابر دیده خون آرد هوای گلعذارانش
۳
بنفشه ماتم لب تشنگان باغ می داردکه بینی در لباس نیلگون چون سوگوارانش
۴
گل آمد شمع بزم باغ بین کز خوشنوا مرغانچو پروانه همی گردند گرد سر هزارانش
صفحهٔ ۱ از ۲