خلوتی با جامی
شمارهٔ ۱۹۸
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
نه به لطف از ستم دوست توان یافت خلاصنه به صبر از الم دوست توان یافت خلاص
۲
ای که گویی که به عشرت رهی از غم حاشاکی به عشرت ز غم دوست توان یافت خلاص
۳
جور او هر نفسی بیش و وفا کم باشدمشکل از بیش و کم دوست توان یافت خلاص
۴
روز و شب همدم او باش که از مرده دلیچون مسیحا ز دم دوست توان یافت خلاص
صفحهٔ ۱ از ۲