شعر را زندگی کن
خلوتی با جامی

شمارهٔ ۱۹۹

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
چو خوش دمیده تو را خط به گرد آن عارضبنفشه زار بود خط و گلستان عارض
۲
قد تو سرو و تنت گل رخ ارغوان آمدکه دیده سرو گل اندام ارغوان عارض
۳
ثبات و صبر و قرار دلم تمام به توستخدای را که ز چشمم مکن نهان عارض
۴
زمین شود همه مشک و گلاب چون تو رویبه راه مشک فشان زلف و خوی چکان عارض
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth